تاریخ امروزمی 20, 2024

آخرین منجی عالم کیست؟

حضرت مهدی، در نیمه شعبان سال 255 هـ . ق. در شهر سامراء دیده به جهان گشود. نام پدرش، امام حسن عسکری و نام مادرش نرجس بود. نام دیگر نرجس ملیکا بود. ملیکا دختر یشوعا پسر قیصر روم بود. نسبت مادر نرجس به یکی از فرزندان شمعون، وصی حضرت مسیح می رسد.
حضرت مهدی مدت پنجسال در سایه پدر مهربانش زندگی کرد. اما با کمال تأسف در سال260 هـ . ق. معتمد خلیفه عباسی شخصیت معنوی و علمی امام حسن عسکری را تحمل نکرد و اورا مسموم و مظلومانه به شهادت رسانید. وقتی که امام حسن عسکری به شهادت رسید، برادرش جعفر کذاب بر سر جنازه اش حاضر شد تا نماز بخواند؛ اما مردم در آنجا دیدند که یک کودک نورانی چون مهتاب ظاهر شد و عمویش را کنار زد و بر جنازه پدرش نماز خواند. در این هنگام، جعفر به خلیفه عباسی خبر داد که همان مهدی موعود که پیامبر و علی و امامان دیگر بر تولد و ظهور او خبر داده اند، در خانه برادرش ظاهر شده است. اگر دیر بجنبید او، روزی، تاج و تخت خلفای عباسی را واژگون خواهد ساخت.
سربازان خلیفه در خانه امام حسن عسکری ریختند تا «مهدی موعود» را دستگیر و به شهادت برسانند؛ اما «مهدی موعود» در بین سرداب یا زیرزمین خانه اش پنهان شد. سربازان هنگامی که داخل خانه شدند به جستجو پرداختند؛ ولی مهدی را هرگز نیافتند! آن ها مأیوس برگشتند!
آری، مقتضای مصلحت و حکمت خدا این بود که آخرین امام معصوم در پشت پرده غیبت پنهان شود، تا خصم جلاد او را مانند اسلافش دیگر به شهادت نرساند. آری، غیبت صغرای حضرت مهدی، از سال 260 هـ . ق. آغاز و در سال 330 هـ . ق. پایان یافت. یعنی غیبت صغرا مدت هفتاد سال طول کشید. در زمان غیبت صغرا، چهار نفر به عنوان نوّاب خاص آنحضرت، پیام ها و پرسش های مردم را به امام می گفتند و نیز پیام ها و پاسخ های امام را به مردم می رسانیدند. در این مدت، نواب خاص آنحضرت وجوهات شرعیه را از شیعیان می گرفتند و به دستور امام (ع) مصرف می کردند. این چهار نفر عبارتند از :
1 – عثمان بن سعید عمری که در سال 265 هـ . ق. وفات کرد و در بغداد دفن شد.
2 – محمد بن عثمان فرزند عثمان بن سعید که در سال 305 هـ . ق. وفات کرد و در بغداد به خاک سپرده شد.
3 – حسین بن روح نوبختی بود که او هم در سال 326 هـ . ق. رحلت نمود.
4 – علی بن محمد سمری بود که در سال 329 هـ . ق. در گذشت و در بغداد مدفون گردید.
امام زمان مسئولیت پاسخگویی به شبهات و دفاع از اسلام و مسلمین را در زمان غیبت کبری به دوش علماء و مجتهدین و اسلام شناسان واقعی گذاشته است.
وقتی که علی بن محمد سمری از امام پرسید که در زمان غیبت کبری چه کسانی در برابر مشکلات و موضوعات جدید، پاسخگو می باشند؟ امام مهدی (ع) در پاسخ او چنین فرمودند :
«وَ اَمَّا الحوادِثُ الواقعة فاَرِجعُوا فیها اِلی رُواةِ حدیثنِا فَانِّهُم حُجَّتی علیکُم وَ اَنَا حُجَّةُ الله علیکم» : و اما در هنگام وقوع حوادث و مشکلات و شبهات مهم دینی و اجتماعی به راویان حدیث ما (مجتهدین) مراجعه کنید. زیرا که آنان حجت من بر شما و من حجت خدا بر آنان هستم.
حضرت مهدی موعود، به عنوان خلیفه خدا در روی زمین، ممکن است در گوشه گوشه زمین، به رسالت و مسئولیت الهی خویش عمل کند؛ آنحضرت ممکن است گاه در مکه باشد و گاه در مدینه و گاه در کربلا و نجف و گاه در قم و گاه در مشهد باشد. او به دستور خداوند، به مشکلات و معضلات شیعیانش رسیدگی می کند. حضرت مهدی، در طول تاریخ غیبت خویش، بارها با بعض علماء و فقهاء و عرفای بزرگ شیعی ملاقات کرده و مشکلات آن ها و شیعیانش را حل و فصل نموده است.
بدون شک، او بمنزله خورشید در پشت ابر است؛ خورشید در پشت ابر بصورت کامل دیده نمی شود، اما نور خورشید باز بر تمام انسان ها و موجودات زنده می تابدو همگی را در روی زمین از نعمت وجود خویش برخوردار می سازد. حضرت مهدی بمقتضای شرع و عقل، حتماً ازدواج کرده و دارای زن و فرزند است.
پیش از ظهور مهدی، ظلم و فساد و تبعیض جهانگیر می شود. به گفته امام حسن عسکری :
« … یملاء الارض عدلاً و قسطاً کما مُلِئَت ظلما و جوراً » : حضرت مهدی زمین را پر از عدل و قسط می کند؛ بعد از اینکه ظلم و جور و استبداد و استعمار و استثمار و استحمار بر تمام کره زمین حاکمیت پیدا کنند.
بدون شک، تنها مهدی، بنیانگذار عدالت و تمدن جهانی است. هیچ پادشاه و سلطانی قادر نیست در این دنیا بر تمام جهان سلطه پیدا کند و عدالت مطلق را بر قرار نماید. امروز تنها مذهبی که علیه استعمار و استبداد دست به اعتراض زده است، مذهب تشیع است. تمام مذاهب و ادیان جهان جز تشیع امروز سپر مقاومت را در برابر استعمار جهانی به زمین انداخته و سر سازش در آستانه دیو استعمار به زمین ساییده اند!
البته امروز همه مسلمانان انقلابی چه شیعی و چه سنّی در برابر سلطه استعمار خارجی و استبداد داخلی آهنگ یورش و شورش کرده اند!
بدون شک، بشر عادی که اسیر نفس اماره و شیطان رجیم است، هرگز قادر نیست که عدالت را بصورت مطلق در تمام کره زمین حاکم نماید. چه ، او اسیر قوم و مذهب و حزب و گروه و خانواده خویش است. تنها کسی که می تواند به عنوان یک انسان خارق العاده و معصوم، در آخر الزمان، بر نفس اماره و شیطان رجیم غلبه کند، حضرت مهدی است. حتی شیطان در آخرالزمان، با خنجر تیز مهدی اعدام می گردد.
پیش از ظهور مهدی، دجّال یک چشم از اصفهان قیام می کند و بر خاورمیانه و بیت المقدس سلطه پیدا می کند.
سفیانی از نجد عربستان بر می خیزد و جنگ خونین علیه مسلمانان راه می اندازد. در هر صورت غیر از دو علامت ظهور مذکور، علایم دیگر نیز وجود دارد که نمی توان همه آن ها را در این مقال مختصر بیان کرد.
حضرت مهدی، سر انجام به همراه 313 تن از یاران بی نظیرش در مکه آهنگ قیام می کند و بر دیوار کعبه تکیه می زند و فریاد توحیدی و انقلابیش را به گوش تمام عالم و آدم می رساند. ده هزار نیروی مسلح و مجهز گرد او جمع می شوند و به او عاشقانه بیعت می کنند. آنگاه حضرت مهدی در حالیکه عمامه سبز پیامبر به سر دارد و قبای سبز پیامبر به تن و ذوالفقار خونچکان علی در دست، دستور جهاد صادر می کند. حضرت عیسی مسیح بدستور خدا از آسمان بر زمین مکه فرود می آید. او در برابر مهدی بیعت می کند. حضرت عیسی بدستور مهدی به بیت المقدس می رود و با لشکر جرّار و خونریز دجال می جنگد و او را به قتل می رساند. حضرت مهدی با سفیانی نیز می جنگد و او را به جهنم وصل می کند.
بدون شک، دجّال یک چشم سنبل غرب مادی گرا است که با چشم مادی جهان را و انسان را و جامعه را تجزیه و تحلیل می کند و چشم معنویش کور است. امروز، غرب، عقل ناقص بشری را جایگزین شرع کرده و اومانیسم و سیانتیسم را جایگزین خدا و شریعت نموده است.
حضرت مهدی، شهر کوفه را به عنوان دارالخلافه و دارالقضاوه خویش انتخاب می کند. پیش از ظهور مهدی، بشر تمام حکومت ها را تجربه کرده و می کند و به این نتیجه قطعی می رسد که فقط «مهدی» به عنوان وارث تمام پیامبران و امامان معصوم در طول تاریخ، قادر است که حکومت جهانی را در وجب وجب کره زمین بر قرار کند و عدالت و قسط جهانی را بر تمام جهان مستقر نماید. از این رو، تمام ملل عالم فوج فوج در برابر حکومت جهانی مهدی تسلیم می شوند و اعلام بیعت و اطاعت می کنند. بدون شک حضرت مهدی به عنوان بزرگترین انسان صالح، حکومت صالحان را در روی زمین برقرار می کند : «… اِنَّ الاَرضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصالِحُونَ» (سوره انبیاء/105) : همانا روزی، بندگان صالح من وارثان و حاکمان زمین خواهند شد. به گفته قرآن، در حکومت مهدی، مستضعفین و محرومین زمین بر اریکه قدرت تکیه می زنند نه مستکبرین و متکبرین عالم : «ما اراده کردیم که بر مستضعفین زمین منت بگذاریم؛ یعنی آن ها را پیشوایان و وارثان زمین قرار بدهیم.» (سوره قصص/5)
قرآن حضرت مهدی را به عنوان بقیةالله و یادگار خداوند در روی زمین معرفی کرده است.
بَقِیَةُ الله خَیرٌ لَکُم اِن کُنتُم مؤمنین (هود/86):
بقیة الله؛ یعنی تنها حضرت مهدی، مایه خیر و برکت برای شماست، اگر به وجود نازنین او ایمان داشته باشید. و چندین آیه دیگر درباره حکومت جهانی مهدی و صالحان در روی زمین نازل شده است.
بدون شک، ظهور مهدی در آخرالزمان نه تنها از نظر مذهب تشیع حتمی و قطعی است که علمای بزرگ اهل سنت نیز در حدود پنجصد حدیث را درباره ظهور مهدی در کتب مختلف شان از قول پیامبر و … نقل کرده اند.
اکنون باید به این پرسش که رجعت چیست؟ اینگونه پاسخ دهیم :
رجعت یعنی بازگشت بعض مرده ها از عالم مرگ به عالم حیات. رجعت یعنی زنده شدن بعض امامان معصوم در زمان ظهور حضرت مهدی؛ مثل امام علی و امام حسین (ع) و …
رجعت یعنی زنده شدن بعض اصحاب و یاران پیامبر و علی در زمان ظهور حضرت مهدی؛ مانند سلمان فارسی و مالک اشتر و …
رجعت یعنی زنده شدن بعض حکام و سلاطین جور و جنایت در زمان ظهور حضرت مهدی؛ مانند یزید و عمرسعد و ابن زیاد و شمر و خولی و سنان و … و انتقام گرفتن حضرت مهدی از این چهره های جلاد و خونریز.
رجعت یعنی آمدن و ظاهر شدن خضر و الیاس در عصر حاکمیت مهدی و اعلام بیعت کردن این دو پیامبر، در برابر مهدی.
رجعت یعنی فرود آمدن عیسی و ادریس از آسمان به زمین مکه و اعلام بیعت کردن آن دو پیامبر، در برابر مهدی موعود.
سیمای مهدی در نگاه پیامبر :
حضرت مهدی در حدیث پیامبر اینگونه معرفی شده است : «القائم من وُلدی، اسمه اسمی، کُنیتُه کنیتی و شمایُله، شمایلی و سُنَّتُه سنّتی» : قایم یکی از فرزندان من است، نام او نامم و کنیه اش کنیه من است. سیمای ظاهری و سیره اش، سیما و سیره من است». در حدیث دیگر : «مهدی از تبار من است، چهره اش مانند ستاره درخشان و سیمایش سیمای عربی و هیکلش هیکل اسرائیلی است؛ یعنی قامتش بلند و رشید است.»
تصویر حکومت مهدی از نگاه امیر المؤمنین، علی (ع) :
فَیبعَثُ المهدی الی اُمَرائه بِسایر الامصار با العدل بین النّاس، و ترعی الشّاةُ و الذِّئبُ فی مکان واحد، و تلعب الصِّبیانُ باالحیّات و العقارب، لا یضرّ هم شیٌ و …» :
مهدی، امیرانش را به سایر سرزمین ها می فرستد تا به عدالت میان مردم رفتار کنند، در آن دوره، گرگ و میش در یک مکان چرا می کنند و کودکان با مارها و عقرب ها بازی می کنند و ضرری به آن ها نمی رسد. و شر برچیده می گردد و خیر به جای آن باقی می ماند. شخصی یک مد می کارد و هفتصد مُد بر داشت می کند. همانطور که خداوند بزرگ در قرآن فرمود : همانند دانه ای که در زمین کاشته می شود و آن یک دانه تبدیل به هفت خوشه می شود که در هر خوشه ای صد دانه رشد می کند. در واقع یک دانه تبدیل به هفتصد دانه می شود. در عصر مهدی، ربا و زنا و شراب خواری و ریا برچیده می شود و مردم به عبادت و عمل صالح و امور شرعی و دینداری و نماز جماعت رو می آورند. عمرها طولانی می شوند و امانت پس داده می شوند، درختان به بار می نشیند و برکات دو چندان می گردد. انسان های شریر هلاک می شوند و انسان های نیکوکار باقی می مانند و احدی از دشمنان اهل البیت باقی نمی ماند.»
حضرت مهدی بر شرق و غرب عالم سلطه پیدا می کند و آنچنان با فقر و جهل و جوع می جنگد که در روی زمین یک نفر فقیر باقی نمی ماند تا به او زکات بدهد و یک نفر بی سواد باقی نمی ماند تا به او جاهل گفته شود. زمین پر از عدل و قسط می شود؛ فقر فکری و فرهنگی و اقتصادی و اخلاقی و … به کلی از بین می رود. تمام علوم و عقول بشری در اوج کمال می رسند. تمام معادن زمین استخراج و تصفیه می شوند. حضرت مهدی، بدون بیّنه، انسان مجرم را با علم امامت می شناسد و مجازات می کند. قانون اساسی در عصر حاکمیت مهدی، قرآن مجید است.
حضرت مهدی بمثابه سلیمان پیامبر بر تمام اقوام و ملل جهان و بر تمام کره زمین، سلطه مطلق پیدا می کند. با هر ملتی با زبان خودش سخن می گوید.
حضرت مهدی، 309 سال در این جهان، حکومت می کند؛ آنچنان عدالت و قسط را در روی زمین مستقر کند؛ تو گویی که انسان ها نه در کره زمین که در فردوس برین زندگی می کنند. به عبارت دیگر : حضرت مهدی، در آخرالزمان، کره زمین را تبدیل به فردوس برین می کند. در عصر مهدی، عشق به معشوق ازلی نیز، به اوج خویش می رسد؛ تمام انسان ها به تکامل مادی و معنوی و عرفانی می رسند و زور و زر و تزویر در برابر علم و قدرت خارق العاده مهدی برای همیشه شکست می خورند و قانون خدا در روی زمین بصورت مطلق حاکم می گردد.
سر انجام حضرت مهدی، در شهر کوفه بدست یک زن ریش و سبیل دار به شهادت می رسد. در این هنگام، امام حسین (ع) رجعت می کند و به عنوان خلیفه بلافصل مهدی بر اریکه قدرت تکیه می زند. آن حضرت، بدن نازنین مهدی را غسل می دهد و کفن می کند و بعد بر جنازه اش نماز می خواند و با دست خود دفنش می کند. صدها سال امامان معصوم یکی پس از دیگری به حکومت می رسند و سرانجام روز رستاخیز و قیامت کبری فرا می رسد.
اکنون در برابر این پرسش که آخرین منجی عالم کیست؟ اینگونه پاسخ می دهیم: نام آخرین منجی عالم حضرت مهدی مشهور به صاحب الزمان و حجت می باشد. او فرزند امام حسن عسکری و نرجس خاتون است. او وارث آدم و نوح و ابراهیم خلیل الله و موسی کلیم الله و عیسی روح الله و محمد رسول الله است.
او وارث قهرمان جهاد و شهادت، حسین بن علی است. او مانند نوح عمر طولانی دارد. او روزگاری بر می خیزد و رستاخیز جهانی بر پا می کند که ظلم و فساد و تبعیض بر تمام جهان سلطه پیدا کند. او دارای دو غیبت است : 1- غیبت صغری. 2- غیبت کبری.
او بزرگترین خلیفه خدا در روی زمین است؛ او عین الله و اذُن الله و اسدالله است؛ او واسطه فیض خدا برای بندگان در روی زمین است.
در پایان، متواضعانه در محضر مولای خویش چنین عرض می کنم که :
مهدی جان! به افغانستان و عراق و سوریه و پاکستان و لبنان و فلسطین و… نظر کن و ببین که گرگان هار و سگان لاشخوار چگونه انسان های مظلوم را با گلوله های سرخ و آتشین به شهادت می رسانند و اجسادشان را مثله و مچاله می کنند و به این همه قساوت و جنایت خویش بر عالم و آدم فخر می فروشند؟!
مهدی جان! تو در نزد خدا آبرو داری و از او متواضعانه بخواه که تا کی این همه ظلم و جنایت و قساوت و خشونت انسان های سفّاک و خونریز را تماشا می کنی؟ و کاسه صبرت لبریز نمی شود؟!
از او بخواه! که مسلمانان و مستضعفین عالم را بیشتر از این در زیر تیغ خونچکان ستمگران تماشا مکن! بلکه در اسرع وقت، عدالت خویش را درباره ستمگران زمین جاری کن!

در پایان این مقاله، با شعر شیرین حافظ شیرازی، تمام مستضعفین عالم را اینگونه مخاطب قرار می دهم :
یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور!
کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور
این دل غم دیده حالش به شود دل بد مکن
وین سر شوریده باز آید به سامان غم مخور
گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن
چتر گل در سرکشی ای مرغ خوش خوان غم مخور
دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت
دائماً یکسان نباشد حال دوران غم مخور
هان مشو نومید چون واقف نئی از سرّ غیب
باشد اندر پرده بازی های پنهان غم مخور
در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم
سر زنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور
حال ما در فرقت جانان و ابرام رقیب
جمله می داند خدای حال گردان غم مخور
گرچه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید
هیچ راهی نیست کآنرا نیست پایان غم مخور
حافظا در کنج فقر و خلوت شب های تار
تا بود وِردت دعا و درس قرآن غم مخور!

والسلام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *